تبلیغات
پایان شبهات - ارزش زن در اسلام
 
پایان شبهات
درباره وبلاگ


ترسیدم كه آنچه از خواهشهاى نادرست و آراء ناحق و باطل (که) مردم را دچار اختلاف نمود تا امر بر آنان مشتبه شد بر تو نیز مشتبه شود، (برای) واضح نمودن این جهت با اینکه مورد پسندم نبود پیش من بهتر است‏ از اینكه تو را به برنامه اى واگذارم كه بر آن از هلاكتت ایمن نیستم. امیدوارم خداوند تو را در این برنامه به راه رشد موفق بگرداند، و به راه راست راهنمایى كند، پس این وصیت را به تو نمودم‏!
نهج البلاغة / ترجمه انصاریان، متن، ص: 267 نامه 31

مدیر وبلاگ : محمد حاج آقا
نویسندگان
سه شنبه 17 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد حاج آقا

وقتی به حوزه خانواده نگاه می­کنم ، چنین می­بینم که انگار یک مربی نشسته ؛ گفته که خانواده به عنوان اوّلین نقطه شکل گیری حیات جمعی ، کانون زندگی اجتماعی؛ گفته بالاترین ضرفیتی است که زندگی اجتماعی باید برمدار آن شکل بگیرد، آمده تمام احکامی را وضع کرده که یک خانواده رشد کند ، ما الان احکام اسلامی را در رابطه با خانواده در تراز اقتصادی غربی ارزیابی کنیم، وقی این طوری می­شود، سیستم از بین می­رود،

برخی می­گویند با حقوق خانواده که نمی­توانیم از اسلام دفاع کنیم ؛ ادبیات عوض می­شود؛ من می­گویم منظر ورودمان را این کن ؛ بعد خواهی دید که همه احکام قابل دفاع است، قابل فهم است. که شما بگویی برای خانم تا وقتی که دختر است خدای تعالی یک حفاظی به نام پدر برای او قرار داده است؛ همسر که می­شود ، یک نگهبان گذاشته برایش به عنوان همسر یعنی یک محافظ دارد از اول عمر تا آخر عمر؛ این جوری ببینش دیگر؛ حالا چرا این کار را کرده ، چون گفتی این مربی اصلی تیم خانواده است، تا بتواند کارش را خوب انجام دهد؛ امام ره فرموده: زنان رهبران این نهضت هستند؛ آنقدر این دیگر بزرگ می­شود و این رشد و تربیت در سیستمش هست که دیگر نباید وقتش را برای کار دیگر تلف کند، به خانواده خودم هم می­گویم ببین خدا چکار کرده: مرد برایش واجب است سنگ کول کند، بیگاری بکشد، خرج و مخارج خانم­ها را بدهد آن هم در حد لایقش و در حد متعارف جامعه ، مثلاً در تهران که زندگی می­کند نمی توانی بگویی که من تو را از روستا آوردم، بلکه این این یک تهرانی است. اینقدر تکریم را شما در کجا می­بینید، واقعاِ اینقدر اعزاز را شما در کجا می­بینید دیگر. حال چرا این کار را کرده؟ چون یک کار مهمی را از او می­خواهد ؛ از دامن زن مرد به معراج می­رود، این را آزادش کردم ، گفتم تازه اگر این جوری باشد، جامعه مردان باید علیه جامعه مردان راهپیمایی کنند.

دکتر رفیعی آتانی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :