تبلیغات
پایان شبهات - بصیرت شهید فهمیده
 
پایان شبهات
درباره وبلاگ


ترسیدم كه آنچه از خواهشهاى نادرست و آراء ناحق و باطل (که) مردم را دچار اختلاف نمود تا امر بر آنان مشتبه شد بر تو نیز مشتبه شود، (برای) واضح نمودن این جهت با اینکه مورد پسندم نبود پیش من بهتر است‏ از اینكه تو را به برنامه اى واگذارم كه بر آن از هلاكتت ایمن نیستم. امیدوارم خداوند تو را در این برنامه به راه رشد موفق بگرداند، و به راه راست راهنمایى كند، پس این وصیت را به تو نمودم‏!
نهج البلاغة / ترجمه انصاریان، متن، ص: 267 نامه 31

مدیر وبلاگ : محمد حاج آقا
نویسندگان
جمعه 12 آبان 1396 :: نویسنده : محمد حاج آقا

شاید برخی فکر کنند یک نو جوان چه از جبهه می داند،

پس شهید فهمیده نا آگاهانه دست به شهادت زد!

در جواب باید گفت : اگر وصت نامه ایشان مطالعه کنی پی به عمق درک ایشان خواهی برد ان شاء الله !

وصیت نامه شهید حسین فهمیده   

بسم الله الرحمن الرحیم
مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَّفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَّقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلیَّ دِیَتُه وَ مَن عَلیَّ دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه
هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسی که مرا یافت می شناسد مرا، و کسی که من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسی که عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و کسی که من عاشق او بشوم، او را می کشم و کسی که من او را بکشم، خون بهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم.
هدف من از رفتن به جبهه این است که، اولاً به ندای "هل من ناصر ینصرنی" لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه ای را که امام عزیزمان بارها در پیام ها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم.
آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملت های زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند. من به جبهه می روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم.
پدر و مادر مهربان من!
از زحمات چندین ساله شما متشکرم. من عاشق خدا و امام زمان گشته ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی رود، تا این که به معشوق خود یعنی «الله» برسم. و بحق که ما می رویم که این حسین زمان و خمینی بت شکن را یاری کنیم و بحق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می کنند پاداش عظیم می بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله .....






نوع مطلب :
برچسب ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :